اشتراک گذاری

هر انسانی دارای خود واقعی یا خود مقدس است. از آنجایی که خداوند از روح خود در انسان دمیده است، ما جزئی از وجود لایتناهی خداوند هستیم. درون هر انسانی یک پیر خردمند وجود دارد که عالم کل است. در واقع خداوند عالم کل است و ذره‌ای از روح او در وجود ماست.

علم انسان محدود است، اما تمام علوم درون او نهادینه شده است. او می‌تواند به صورت اکتسابی آنها را از درون خود استخراج کرده و کسب نماید. کافی است با خود مقدسش یکی شود و با هستی به هماهنگی لازم برسد. آن وقت است که الهامات و نشانه‌ها بر وی جاری می‌شود.

در این مقاله از راه مهتابی با مفهوم «کودک درون» آشنا می‌شوید و یاد می‌گیرید چگونه این گنج بی‌نهایت را در وجود خود بیدار کنید.

 


کودک درون همان خود مقدس شماست

کودک درون اصطلاحی است که در روانشناسی و عرفان به آن بخش از وجود ما گفته می‌شود که سرشار از شادی، خلاقیت، کنجکاوی، عشق بی‌قید و شرط، و همچنین زخم‌های حل‌نشده گذشته است. اما در یک نگاه عمیق‌تر، کودک درون همان خود مقدس شماست؛ همان پیر خردمندی که همه چیز را می‌داند.

این کودک درون همیشه آماده به خدمت برای یاری رساندن است. او به نوعی غول چراغ جادو به شمار می‌رود؛ در حالی که آب در کوزه است و ما تشنه‌لبان می‌گردیم.

 


چرا کودک درون را فراموش کرده‌ایم؟

از کودکی به ما آموخته‌اند که بزرگ شویم، جدی باشیم، منطقی فکر کنیم، احساسات خود را کنترل کنیم، و به جای بازی کردن، کار کنیم. در این فرآیند، کم کم از خود حقیقی دور می‌شویم و نقاب‌های اجتماعی بر چهره می‌زنیم.

نتیجه: کودک درون ما سرکوب می‌شود. اما هرگز از بین نمی‌رود. او در اعماق وجود ما منتظر است تا صدایش را بشنویم.

نشانه‌های سرکوب شدن کودک درون:

  • احساس پوچی و بی‌معنایی در زندگی

  • ناتوانی در لذت بردن از چیزهای ساده

  • ترس از قضاوت شدن توسط دیگران

  • کمال‌گرایی افراطی

  • وابستگی شدید به دیگران برای تأیید گرفتن

  • احساس گناه در هنگام شادی و تفریح

  • ناتوانی در گفتن «نه» به دیگران

 


چگونه با کودک درون خود ارتباط برقرار کنیم؟

تمرین ۱: نامه به کودک درون

یک کاغذ و قلم بردارید. با دست مخالف (اگر راست‌دست هستید با چپ) بنویسید: «نامه به کودک درونم». از او بپرسید: «چه احساسی داری؟ چه چیزی می‌خواهی به من بگویی؟» اجازه دهید هر چه می‌خواهد بنویسد، بدون سانسور.

تمرین ۲: مدیتیشن بازگشت به کودکی

چشمان خود را ببندید و خود را در یک خاطره شیرین کودکی تصور کنید. ۵ یا ۶ ساله هستید. به خودتان در آن سن نگاه کنید. چه می‌گوید؟ چه می‌خواهد؟ امروز چه هدیه‌ای می‌توانید به آن کودک بدهید؟

تمرین ۳: بازی کردن بدون خجالت

هر هفته یک کار کودکانه انجام دهید: تاب بازی، بادبادک پراندن، نقاشی کردن بدون قضاوت، حباب درست کردن، یا حتی تماشای کارتون محبوب کودکی. اجازه دهید کودک درون شما لذت ببرد.

تمرین ۴: آینه کودک درون

هر روز صبح جلوی آینه بایستید و به چشمان خود نگاه کنید. بگویید: «من تو را می‌بینم. دوستت دارم. امن هستی. آزادی که هر چه می‌خواهی باشی.»

 

 


غول چراغ جادو را بیدار کن

تصور کنید کسی یک چراغ جادو به شما بدهد و بگوید هر آرزویی داری بکن. چه آرزوهایی می‌کردید؟ حالا بدانید که کودک درون شما همان غول چراغ جادو است. او قدرت بی‌نهایت دارد، اما تا وقتی باور نکنید و صدایش نزنید، در چراغ محبوس می‌ماند.

بزرگ‌ترین مانع، خود ما هستیم. موانعی مثل:

  • «من لایق نیستم»

  • «این کار غیرممکن است»

  • «دیگر دیر شده»

  • «بزرگترها این کارها را نمی‌کنند»

اما حقیقت این است: تو همچنان همان کودکی هستی که خداوند از روح خود در او دمید. هیچ چیز از آن روز کم نشده است. فقط فراموش کرده‌ای.

 


شعر حافظ؛ آینه تمام‌نمای کودک درون

این شعر زیبای حافظ را دوباره بخوانید:

سالها دل طلب جام جم از ما می‌کرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد

یعنی: سالها دل من دنبال جام جم (آگاهی و قدرت مطلق) از دیگران می‌گشت، در حالی که خودش آن را داشت. گوهری که فراتر از دنیای مکان و زمان است را از کسانی می‌خواست که خودشان گم شده بودند.

کودک درون تو همان جام جم است. همان گوهر نایاب. همین الان در دسترس توست. تنها کاری که باید بکنی این است که به درون برگردی، نه اینکه به دنبال آن در بیرون بگردی.

 


نتیجه‌گیری: خودت را به خودت یادآوری کن

کودک درون نه یک ضعف است، نه یک عیب. او قدرتمندترین بخش وجود توست. او مظهر بی‌نهایت بودن توست. اگر امروز احساس می‌کنی خسته‌ای، تهی شده‌ای، یا راه به جایی نمی‌بری، بدان که کودک درونت منتظر است تا دستت را بگیری و به تو بگوید: «بیا، راه را به تو نشان می‌دهم.»

از همین الان شروع کن:

  • ۵ دقیقه وقت بگذار

  • چشمانت را ببند

  • کودک درونت را صدا کن

  • به او اعتماد کن

  • بگذار راهنماییت کند

آب در کوزه است و تو تشنه‌لبان می‌گردی… بیدار شو.

 

دانلود

دیدگاه‌های کاربر

افزودن دیدگاه جدید

دیدگاه خود را بنویسید.